رخت عزای من...
امسال چقدر تنهایی بود. چقدر تنها عزاداری کردم .هیچوقت نتونستم شبای محرمو بمونم خونه . یه مسجدی میرفتم...نمیشه که تنهایی واسه این مصیبت بزرگ گریه کنی...خیلی سخته
و امسال همونیه که خیلی سخته...تو غربت و تنهایی قراره عزاداری کنیم...هرکی تو اتاق خودش...دلم عجیب تنگ شده واسه تمام حرم هایی که رفتم و نرفتم! من کربلا نرفتم...ولی خیلی دلم تنگ شده. نرفتم ولی ضریح حسینو خوب میشناسم کدومه...
بگذرد اینهم...
💚



و اون ۱۲ تا شمع اتفاقی♡
.

و این بارانا ی من...

+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۹/۰۵/۳۱ ساعت 15:42 توسط Arefe
|