۱۴
تورو از خاطرم برده
تب تلخ فراموشی
دارم
خو میکنم با این فراموشی و خاموشی....👤
چرا چشم دلم کوره؟
عصای رفتنم سسته؟ کدوم موج پریشانی تو رو از ذهن من شسته؟
خدایا،
فاصلت تا من خودت گفتی که کوتاهه از اینجا که من ایستادم چقدر تا آسمون راهه؟👣
من از تکرار بیزارم ازین لبخند پژمرده، ازین احساس یاءسی که تورو از خاطرم برده .... به تاریکی گرفتارم شبم گم کرده مهتابو
بگین از چشمای کورم عذاب کهنه ی خوابو....
چرا گریه ام نمیگیره مگه قلب من از سنگه؟؟ خدایا من کجا میرم کجای جاده دلتنگه؟
میخوام عاشق بشم اما تب دنیا نمیزاره
سر راه بهشت من درخت سیب می کاره....🌳🍎
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۹/۰۶/۱۷ ساعت 9:46 توسط Arefe
|